حمد الله مستوفي قزويني

285

تاريخ گزيده

آن ملك فتحها كردند . در سنهء ثمان و عشر و مايه ، امام اعظم ، على بن عبد الله عباس نماند . هفتاد و هشت سال عمر داشت . ولادت او روز قتل مرتضى على رضى الله عنه بود . در سنهء احدى و عشرين و مايه ، زيد بن زين العابدين در كوفه خروج كرد . اهل كوفه پانزده هزار مرد با او بيعت كردند . اما در وقت خروج ، سيصد مرد بيش بيرون نيامدند و ديگران پنهان شدند و از بيعت او برگشتند و گفتند : رفضوا زيدا . نام رافضى بر ايشان افتاد . زيد بن زين العابدين [ با آنقدر مردم كه داشت ] [ 1 ] جنگ كرد تا شهيد شد ، بر دست سپاه يوسف بن عمرو ثقفى . قومش او را بكوفه دفن كردند . يوسف بن عمرو ثقفى ، او را از گور بر آورد و سرش ببريد و پيش هشام فرستاد و تنش در كوفه بردار كرد . پس به حكم نصر بن سيار بسوخت و خاكستر بباد داد . پسرش يحيى بن زيد ، در مرثيهء او گفت : شعر لكل قتيل معشر يطلبونه * و ليس لزيد بالعراقين طالب يحيى بن زيد ، ازين جنگ بگريخت و بخراسان رفت . نصر بن سيار او را بگرفت و محبوس كرد و تا هشام در حيات بود ، او در زندان بماند . داعيان بنى عباس ، در عهد او غلو گرفته بودند . اسد بن عبد الله قسرى [ 2 ] والى خراسان ، ازيشان : بكير بن ماهان و [ ابو عكرمة و ابو محمد الصادق ] [ 3 ] و عمار عبادى را بگرفت و دست و پاى ايشان مخالف ببريد . اين خبر به امام محمد بن على رسيد . [ جواب بداعيان نوشت : الحمد للَّه الذى [ 4 ] صدق مقالتكم ] و گفت كار دعوت را از چنين حالت گزير نباشد . صدق مقالت شما بر مصابرت اين شدت معاينه گشت . چون كار بدين درجه رسيد ، زود باشد كه مقصود روى نمايد . هشام در سادس ربيع الاول سنهء خمس و عشرين و مايه ، [ به رصافه ] [ 4 ] در گذشت

--> [ 1 ] - ف ، ب [ 2 ] - نسخ : قشيرى [ 3 ] - چنان كه ملاحظه مىشود ، در همهء نسخ ، اين دو اسم به صورت جداگانه آمده ، ولى در طبرى نوشته شده : « اما عكرمة و هو ابو محمد الصادق ( ج 4 ص 316 ) » ولى در جاى ديگر نوشته : « و فيها ( اى فى سنة 107 ) وجه بكير بن ماهان و ابا محمد الصادق » . . . ( ج 4 ص 387 ) [ 4 ] - ب ، ندارد .